همه ما با آگهیا و رنگارنگی که واسه تشویق مشتری به خرید، تولید و منتشر می شن، آشنایی داریم. ولی اصطلاح کمپین تبلیغاتی واسه خیلی از ما ناآشناست. کمپین تبلیغاتی چیزی کامل تر و پیچیده تره و نیازمند برنامه ریزی و سعی و هماهنگی بیشتریه. در این مقاله یاد می گیریم که کمپین تبلیغاتی چیه و واسه برنامه ریزی و اجرای اون باید به چه عوامل و مؤلفهایی توجه کنیم.

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

واسه آزمایش، تعدادی از کارکنان بخشای جور واجور شرکت خود رو انتخاب کنین و از اونا بپرسید که کمپین تبلیغاتی چیه. با مطرح کردن این سوال ساده، نه تنها در بین شرکتای جور واجور، بلکه در بین کارکنان یک شرکت هم جوابای متفاوتی خواهید شنید. ، کمپین تبلیغاتی، اطلاعیه، ، گسترش، آموزش، پیشنهاد خرید، بازاریابی مستقیم یا سایت نیس، بلکه ترکیبی از همه این موارده. هر بازاریاب می تونه از هر یک از تاکتیکای گفته شده در بالا به تنهایی استفاده کنه، ولی در اینجور زمانی نمیشه گفت که اون کمپینی تبلیغاتی به راه انداخته؛ اون فقط از تاکتیکی موقتی، واسه اصلاح بازار یا وضعیت کسب و کاری موقتی استفاده کرده. در مقابل، کمپین تبلیغاتی، سیستم برنامه ریزی شده ای از ارتباطاته که واسه ایجادِ تغییراتی پایدار و بلندمدت در هویت یک برند، یک نگاه یا رفتار طراحی شده.

وقتی واسه ایجاد تأثیر در بازار سعی می کنین، هیچوقت تأثیری رو که کمپین تبلیغاتی بر تیم فروش داخلی و کارکنان شما می ذاره، فراموش نکنین. هر کمپین تبلیغاتی و ارتباطات اون باید دور منبع واحدی از حقیقت ایجاد شده باشه که اهداف، راهبردها، مرور کلی تاکتیکا و مفروضات رو به طور خلاصه میگه. اینا مواردی هستن که موجب می شن تا رویکردهای بازاریابی کامل، به شکل داخلی و با کمک شرکای کانالای پخش (channel partners) انجام شن. کمپینی تبلیغاتی که رابطه مناسبی با مخاطب برقرار کرده باشه، واسه به کار بستن مستقیم و غیرمستقیم کانال، حیاتیه و موجب شفافیت نقشا و مسئولیتای فروش و بازاریابی می شه.

با درنظر گرفتن بخشای زیاد موثر در یک کمپین مثل افراد و وظایف درگیر با موضوع و سرمایه گذاریای بزرگ در خطر خطر، برخورداری از ساختاری کامل واسه کمپینای تبلیغاتی اهمیت زیادی داره و این به معنیِ داشتن چیزی بیشتر از فقط چک لیستی از تاکتیک هاست. در کمپین تبلیغاتی باید منابع لازم، شرکت کنندگان درگیر در اون و پیامایی که به بازار منتقل می شن، تعریف شن و کمپین باید در جهت به جنب و جوش انداختن سازمان، دور تلاشی واحد واسه ایجاد تأثیری مثبت در شرکت، حرکت کنه.

پس هر کمپین تبلیغاتی واسه رسیدن به سطح لازمِ هماهنگی و تأثیرگذاری، به چه مؤلفهایی احتیاج داره؟ این سوال موجب می شه تا بر تعداد انگشت تعدادی از موضوعات کلیدی، تمرکز کنیم:

  • رو کردن محصول و خدمات: پوشش اطلاعاتی
  • توجه به افراد: خواسته و جذب مخاطب هدفمند
  • انتقال پیام از راه نوشتن: توانایی فروش
  • در توافق بودن: ارتباطات داخلی و آموزش
  • به دست آوردن حق پیشنهاد: پیشنهادهای تجاری
  • جذب مشتریا: گسترشای مشتری

۱. رو کردن محصول و خدمات: پوشش اطلاعاتی

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

فرض کنین که خدمات یا کالاهایی عالی دارین که کسی اطلاعی از اونا نداره. در این حالت چه کاری انجام میدید؟ شاید اطلاعیهایی می نویسید و در روزنامه ها، مجلات، شبکه های تلویزیونی و رادیویی تبلیغ می کنین. چه کارای دیگری انجام میدید؟ شاید از اینترنتی استفاده کنین، وبلاگی راه اندازی کنین، پادکست ضبط کنین، وبینار برگزار کنین و از بهینه سازی واسه موتورهای جستجو (واسه افزایش بازدیدکنندگان سایت و مخاطبان خود) استفاده کنین. می تونین در رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک، توییتر و بقیه رسانه های اجتماعی هم حضور داشته باشین و دنبال کنندگانی واسه خود جمع آوری کنین. با انجام این کارا برند شما مطرح می شه و به معروفیت می رسه.

با فرض در دسترس بودن منابع لازم (نیروی انسانی، تخصص و بودجه) ممکنه که واسه رساندن پیام خود، تنها از تعدادی از این تاکتیکای بازاریابی استفاده کنین. ممکنه که از رادیو و تلویزیون استفاده کنین و به سراغ فیس بوک یا توییتر نرید، یا از اینترنتی استفاده کنین و بهینه سازی واسه موتورهای جستجو (SEO) رو از قلم بندازین. حتی اگه از چند مورد از این وسایل بازاریابی استفاده کنین، چیجوری می خواید اونا رو طوری با هم ترکیب کنین که به درستی با هم کار کنن و اثر کمپین تبلیغاتی شما رو زیاد کنن؟ چیجوری می خواید از بین این تاکتیکای جورواجور، پیام خود رو به مخاطبان تون برسونین؟ راه حل بازاریابی بلندمدت شما چیه؟ کدوم تاکتیکا واسه مخاطبان هدف شما، بیشترین کارایی رو دارن؟

بهینه سازی کارکرد سایت، بخشی از اقدامات لازم واسه کمپین تبلیغاتی شما به حساب میره؟

در آخرای ده ۱۹۹۰، سایتا منبع اصلی اطلاعات واسه مشتریان بودن. ولی الان، مصرف کنندگان از راه یوتیوب، فیس بوک، توییتر، اپلیکیشنای گوشی موبایل، گفتگوای آنلاین و چیزای دیگه ای به جز اینا، با برندها رفت و امد دارن. بهینه سازی کارکرد سایت (WPO) مرزیه که هنر و علم رو در سعی واسه دیده شدن در دنیای مجازی، به هم پیوند می ده. WPO قدم بعدی در روند تکاملیِ بهینه سازی واسه موتورهای جستجوه که دیگر واسه داشتن پوشش مؤثر در فضای دیجیتال امروز، کافی نیس. راه و روش شما باید بر مبنای سئو و گسترش برند در بقیه بخشای آنلاین (یعنی جایی که در اون مشتری به دنبال شما می شه) استوار شده باشه. اگه جایگاه سازی برند خود رو با استفاده از تاکتیکای دیجیتالی ( از راه جستجو (search advertising)، رسانه های اجتماعی، مدیریت معروفیت (reputation management)، بازاریابی محتوا (content marketing) و روابط عمومی) انجام بدین، جایگاه سازمان خود رو به صورتی اثبات می کنین که به مردم امکان می ده تا در هر زمان و مکانی که در حال جستجو هستن، شما رو بیابند. WPO واسه هر کاری که به شکل آنلاین انجام میدید، اثری در حال افزایش ایجاد می کنه.

حتما نتایج به دست اومده رو

به چه دلیل خیلی از سعیای بازاریابی با شکست روبرو می شن؟ دلیل اون این نیس که تابلوی تبلیغاتی یا آگهی تلویزیونی ساخته شده، به اندازه کافی خلاقانه نیس یا سایت شما گیرایی کافی رو نداره. بلکه خیلی از سعیا به خاطر این با شکست می شن که بدونِ تفکری ساختارمند در مورد اهداف واقعی کمپین تبلیغاتی و یه سری از معیارهای امتحان عینی و بی طرفانه، واسه شناسایی موفقیت یا شکست هستن. با اجرای هر تاکتیک، باید چارچوبی تحلیلی رو واسه آزمایش سعیای بازاریابی خود، بسازین. اهداف کار و کاسبی باید به اهداف کمپین تبلیغاتی ترجمه شن و معیارهای امتحان مهم، شناسایی شن و اهدافی قابل امتحان، واسه اندازه گیری اثر کلی کمپین تبلیغاتی تعیین شه. با اندازه گیری و امتحان دقیق و درست سعیای بازاریابی، به سرعت متوجه میشید که کمپین تبلیغاتی شما موفق و مؤثر بوده یا نه.

۲. توجه به افراد: خواسته و جذب مخاطب هدفمند

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

ممکنه که بهترین کمپینای بازاریابی (کمپینایی که شامل ترکیبی از تکنیکای رسانه ای سنتی و جدید هستن)، تنها فرق کمی واسه کار و کاسبی شما بسازن. شما باید به افراد توجه کنین و این کار، نیازمند بینشه. از اطلاعات مربوط به مشتریان فعلی خود واسه ایجاد پروفایلای مشتریان پنهون ی خود (که احتمال زیادی هست که از اجناس یا خدمات شما خرید کنن) استفاده کنین. بیش از۲۰ درصد مشتریان شما، در محدوده افرادی با درآمد پایین قرار می گیرن؟ رقابت کسب و کاری مشترکی داشتن که باعث خرید اونا از شما شده؟ فرایند تصمیم گیری، شامل کاربران و افراد تأثیرگذاره، یا تماسایی از بخشای جورواجور؟ بهترین روش بیش بینی رفتارهای آینده، توجه به رفتارهای گذشته و بررسی رفتار مشتریان فعلی شماس. از این راه می تونین بفهمین که اونا به چه دلیلی شما رو انتخاب کردن و اینطور اطلاعات زیادی رو در مورد علایق و نیازای بهترین مشتریان پنهون ی خود و راه و روش مؤثر واسه جذب اونا، به دست میارید. این راه و روش می تونه شامل ایمیل، بازاریابی مستقیم، خبرنامه یا اطلاعاتی در مورد رویدادها باشه، ولی شاید همه این موارد رو شامل نمی شه. مثل روشای ارسال پیام (messaging) و پیشنهاد محصول (offer)، اینجا هم جدا سازی وتحلیل کمک می کنه تا تعیین کنیم که کدوم کانال بازاریابی به شکلی مؤثرتر، موجب جذب مشتری هدف پنهون ی شما می شه.

پس از جدا سازی وتحلیل واسه شناسایی و جذب مؤثر مشتری هدف پنهون، اطمینان یابید که تیم فروش شما از آمادگی لازم برخورداره. هیچوقت به اونا نگید چیجوری کارشون رو بکنن و عوضش، انجام اونو واسه اونا ساده تر کنین. اونا رو به متن فروش (sales script)، برنامه های رابطه با مشتری یا دستورالعملایی در مورد استفاده از ترفیعا یا پیشنهادات ویژه، مجهز کنین. دانشی که از مشتریان فعلی خود دارین، کاتالیزوری واسه تبدیلِ بازدیدکنندگان سایت و به خریدارات پنهون به حساب میره.

اجازه بدین اتوماسیون بازاریابی (marketing automation) کارا رو بکنه.

در بازار امروز، تغییری کلی در فرایند فروش ایجاد شده. الان مشتریان به بخشی از معادله تبدیل شدن (با جستجو واسه اطلاعات محصول، پیش از تصمیم گیری در مورد خرید). گوگل این پدیده رو با عنوان «لحظه صفر حقیقت» (ZMOT) توضیح می کنه که در اون، بازاریابی و اطلاعات لازم واسه مشتری با همدیگه تلاقی می کنن. حالا شرکتا باید تموم سعی خود رو به کار بگیرن تا وقتی مصرف کنندگان به لحظه صفر حقیقت خود می رسن، با آگاهی رسانی به اونا کمک کنن و اونا رو به طرف خرید هدایت کنن. اتوماسیونِ lead nurturing (آماده و قانع کردن مشتری پنهون واسه تبدیل شدن به مشتری حالا) نیازمند ربته بندی یا امتیازدهی طبق معیارهای خاص (lead scoring)، محتوای مهم و پیام رسانی پویاست و همه اینا طبق رفتار و شخصیت مشتری هدایت می شن.

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

هدفی مهم واسه lead nurturing و ایجاد رابطه با اونا، پیشرفت چارچوب ارتباطیِ بازاریابی رابطه مند (relationship marketing) است که شامل ۳ مؤلفه ی اصلی می شه:

  • تقسیم بندی مشتری (Customer segmentation) به شناسایی و پالایش مجموعه بزرگ مشتریان پنهون و مشتریان فعلی شما کمک می کنه. پس از تقسیم بندی مشتری می تونین با استفاده از مجموعه داده ها، اطلاعات جمعیت شناختی، اطلاعات مربوط به وضعیت اجتماعی، سبک زندگی و خواستهای مصرف کنندگان (psychographics) و داده های سازمانی زیاد و جورواجور موجود، اونا رو به گروه های کوچیک تر و شخصی تر دسته بندی کنین.
  • راه حل پیام رسانی (messaging strategy) نشون می ده که یک پیام چیجوری بر مشتریان پنهون تأثیر می ذاره. این مؤلفه، تعداد دفعات و فاصله هاِ بین صحبت کردن با این گروه ها رو هم مشخص می کنه.
  • کانالای ارسال پیام مؤثرترین تاکتیکا رو واسه ارسال پیامای شخصی شده ی ما به گروه های مشتریان، نشون میدن.

این چارچوب، فرآیندی تکرارشوندهه که شامل آزمایش، بررسی و بهینه سازی همیشگی تموم این مؤلفه هاست. یافتها و بینشا دوباره در مؤلفهای اصلی این چارچوب درنظرگرفته می شن تا سعیای بازاریابی موفق تری ایجاد کنه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   کمبود پتاسیم یا هیپو کالمی چه بر سر بدن تون میاره؟

۳. انتقال پیام از راه نوشتن: توانایی فروش

تهیه ی اوراق سفید (white papers)، تفهیم نامها (briefs)، ارائه ها (presentation)، تحقیقات موردی، کاتالوگ اجناس، سی دیا، دی اون دیا و بقیه رسانه های الکترونیکی که به شکل هوشمندانه ای واسه مشتریان نوشته و طراحی شدن، می تونن بر تصمیم گیری اونا در مورد محصول یا خدمات تأثیر بذارن. البته نباید تیم فروش خود رو از یاد ببرین.

ارتباطات داخلی (ارزش پیشنهادی (value proposition))، به دست آوردن و اثبات جایگاهی مناسب در بازار فروش (positioning)، معرفی ۳۰ ثانیه ای (elevator pitch) و مواردی مثل این، ابزارهایی هستن که می تونن به تیم فروش، در رسیدن به هدف خود کمک کنن. شما باید ارتباطات داخلی و خارجی رو به شکل نسخه های چاپی و با فرمتای الکترونیکی یا آنلاین منتشر کنین.

واسه اطمینان از رسیدن به هدف تبدیل مخاطبان داخلی به مشتریان پایانی، از بازاریابی حلقه بسته (Closed Loop Marketing) استفاده کنین

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

بازاریابی حلقه بسته (CLM) راه حل توانمندسازی فروشی (sales enablement strategy) است که به شکلی مؤثر، نتایج کمپینای بازاریابی رو از راه جوابای مشتریان هدف شما، سبک و سنگین میکنه. این راه حل، از پایه «حلقه ای» رو بین کمپین تبلیغاتی شما و قدرت بیان تیم فروش ایجاد می کنه. وقتی نیروی فروش، بازخورد مشتری رو در مورد ارتباطات بازاریابی ارائه می ده، شما می تونین اونو بررسی کنین و از این بررسی واسه کاهش و اصلاح راه و روش خود واسه رسیدن به نتایجی بهتر در فروش بعدی استفاده کنین. چیزی که در طول مکالمات با مشتریان پنهون در سراسر چرخه فروش یادمی گیرید، دارایی ارزشمندیه که تیم بازاریابی می تونه در زمانِ پیشرفت و بهبود دادن ارتباطات بازاریابی آینده، از اون استفاده کنه.

بازاریابی حلقه بسته امتیازات زیادی داره و معمولا از راه روشی طبق گوشی موبایل یا تبلت ارائه می شه و واسه نیروی میدونی فروش (field sales force)، انعطاف پذیری و اندازه پذیری لازم رو واسه آزمایش بازخورد مشتری نسبت به محتوای بازاریابی، جفت و جور می کنه. بازاریابی حلقه بسته کمپینای بازاریابی رو قادر می سازه تا مشتریان مناسب بیشتری رو جذب کنه. ، بازاریابی حلقه بسته با مدیریت رابطه با مشتری (CRM) در شرکت شما ترکیب می شه و بروزرسانی بیشتر محتوا، تقسیم بندی بهتر و کاهش هزینه های سازمانی و چاپ و تولید محتوا رو ممکن می کنه.

۴. در توافق بودن: ارتباطات داخلی و آموزش

این مسئله که تیم فروش و بقیه تیمای داخلی شرکت، باید در یک کمپین تبلیغاتی با یک صدا صحبت کنن، از اهمیت بالایی برخورداره. مخاطبان هدف چه کسائی هستن؟ چیجوری باید واسه محصول یا خدمات شما بازاریابی کرد؟ چه موادی در دسترسه؟ شاید این مسئله ساده به نظر برسه، ولی در زمان برنامه ریزی کمپین تبلیغاتی، افراد همیشه با همدیگه همفکر و موافق نیستن. حال این مسئله مطرح می شه که چیجوری می تونین این مشکل رو حل کنین؟ با ایجاد کارگاهای آموزشی، وبینارها، پادکستا و امتحانات آنلاین. شما باید علم تیم خود رو مورد امتحان بذارین. مثلا، پس از برگزاری دوره آموزشی آنلاین، واسه امتحان میزان اطلاعاتی که اعضای تیم فروش کسب کردن، از آزمون آنلاین استفاده کنین و آستانه ای واسه اون در نظر بگیرین. مثلا کسائی رو که به ۸۰ درصد از سوالا درست جواب دادن، واسه شرکت در کمپین تبلیغاتی قبول کنین.

البته شما باید از مسئولیتا و حجم کاری تیم فروش خود هم آشنایی و رویکردتان رو متعادل کنین. کمپین تبلیغاتی رو ساده نگه دارین تا به سرعت و راحتی قابل فهم باشه (هم واسه تیم فروش و هم واسه مشتریان). اگه فکر می کنین که کمپین جدید نیازمند آموزشای گسترده ی فروشه، شاید اونو بیشتر از حد پیچیده کردین.

چیجوری متوجه میشید که با مخاطبان داخلی و گروه های شریک کانالای پخش (channel partner teams) خود رابطه برقرار کردین؟

شما می تونین زمان زیادی رو صرف ایجاد رابطه با کارکنان خود کنین، ولی چیجوری متوجه میشید که سعیاتون نتیجه ای داشته یا نه؟ چیجوری متوجه میشید که چه زمانی، یکی از کارکنان شما در کمپین تبلیغاتی درگیر شده؟ به این منظور شما باید فرایند آزمایش رو اجرا کنین و اثر ارتباطات داخلی رو . با اینکه اهداف تجاری ویژه ی هر سازمان تعیین می کنه که کدوم جنبه های ارتباطات داخلی باید سنجیده شه، اما بعضی از موارد مهم این امتحان شامل امتحان درک مخاطبان، تغییر در رفتار و بازگشت سرمایه، هستن.

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

سوال دیگری که مطرح می شه اینه که چه زمانی باید این امتحان رو انجام بدین؟ اول باید بررسیای دقیق هرساله رو انجام بدین. این بررسیای مهم، یکی از آسونترین روشای آگاهی یافتن از بینش کارکنانه. شما باید جدا از اینکه بررسیای هرساله، قبل از شروع ارتباطات یا کمپین تبلیغاتی و بی معطلی پس از اونم اندازه گیریا و امتحانا رو انجام بدین. اندازه گیری پیش از شروع، پایه و مبنای مقایسه رو تعیین می کنه و اندازه گیری پس از کمپین هم، تأثیرات ایجاد شده رو نشون می ده و اندازه گیری در فاصله ها مشخص هم، واسه درک تأثیر بلندمدت ارتباطات داخلی اهمیت زیادی داره. امتحانای منظم و همیشگی کمک می کنه تا نگاه های همیشه در حالِ تغییرِ کارکنان رو به دقت بررسی کنین و معیارهای همراه اونا رو با شاخصای کارکرد کلیدی شناسایی شده، مقایسه کنیم.

۵. به دست آوردن حق پیشنهاد: پیشنهادهای تجاری

بهترین بازاریابان، ظاهر و باطن اجناس و خدمات خود رو میدونن و می تونن فهرستی از ویژگیا و امتیازای اونا رو به سرعت نام ببرن، مقایسه هایی دو به دو با پیشنهادات رقبا بکنن و قیمت گذاری و ترفیعا رو بهتر از هرکی دیگری با دقت توضیح دهند. ولی اگه شما به محصول نزدیک تر باشین ممکنه فکر کنین که محصول یا خدمات شما حتما به فروش می رسه و باعث خواسته و خرید به وسیله مشتری می شه. ولی باید بگیم که فراموش کردین که ممکنه مخاطبان هدف، اطلاعات کمی در مورد محصول یا خدمات شما داشته باشن. شما نباید فقط پیشنهاد مناسب رو به مخاطب هدفش ارائه بدین و جدا از اینکه اون باید اون پیشنهاد رو به طور مؤثری به بازار منتقل کنین و انجام این کار می تونه چالشی سخت باشه.

مسئله ای که بیشتر ندیده گرفته می شه، اینه که پیشنهاد تجاری، چیزیه که در کمپین تبلیغاتی میگید. پیشنهاد تجاری، گروهی از اصطلاحاته که می تونه شامل ترکیبی از اجناس، خدمات، بسته بندی، کانالای پخش و قیمت گذاریِ متناسب با نیازای مخاطبانِ هدف (جایگزینی با محصول یا خدمات یک حریف تجاری، جذب مشتری جدید از طرف حریف، فروش جانبی (cross-sell)) باشه. پیشنهاد تجاری باید روشن، خلاصه و قانع کننده باشه. پیشنهاد تجاری موفق، کار و کاسبی جدیدی رو به ارمغان میاره و اونو حفظ می کنه و بازگشت کالا از مشتریان ناراضی رو به کمه کم میرسونه.

حدس نزنید و واسه تعیین پیشنهاد مناسب، از جدا سازی و بررسیای پیش بینی کننده استفاده کنین

غریزه ی شما به تنهایی واسه در پیش گرفتن تصمیمات فروش و بازاریابی مناسب و مسئولانه کافی نیس. سازمانا باید تصمیمات تجاری بهتر رو طبق داده های عینی و حقایق در پیش گرفتن کنن. بعضی به این داده ها، داده های بزرگ (Big Data) میگن. ولی ما بهش، جدا سازی وتحلیل پیشگویانه می گیم، یعنی فرآیندی فعال که به سازمان کمک می کنه تا هوشمندتر و سریع تر باشه. در زمان تعیین راه حل پایانی واسه فروش، به جای واکنشی بودن یا تکیه بر تجربیات گذشته، واسه کمک به جدا سازی و بررسی و مجسم کردن طیف بزرگی از داده ها واسه جفت و جور کردن مدارک و دلایل قابل امتحان در مورد چگونگی شروع کمپین تبلیغاتی، قبل انجام هر گونه اقدامی، از جدا سازی وتحلیلای پیشگویانه استفاده کنین. این بینش می تونه موجب بهبود فرایند ایجاد ترفیعا، کاهش خطر و افزایش فروش شه.

۶. جذب مشتریا: ترفیعای مشتری

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

فرض کنین که محصول فوق العاده ای دارین. کمپین تبلیغاتی خود رو شروع می کنین و فعالیتای جذب مخاطب هدف هم انجام می شه و تیم فروش آماده ی شروع کاره. ولی شما در آخر، بازاریابی خود رو طبق خلاقیت به کار رفته در نمی سبک و سنگین کرد و اونو طبق حجم فروش آزمایش می کنین. پس چیجوری مشتریان رو به خود جذب می کنین؟ از راه مسابقه (contest)، تخفیف یا پیشنهادهای دارای زمان محدود (Limited-time offers)؟ اینجور ترفیعایی می تونن بر قیمت، زمان یا پخش کالا یا خدماتی که ارائه میدید تأثیر بذارن. مثلا، ترفیعای قیمت گذاری می تونه شاملِ ارائه کوپن، برگردوندن پول به مشتری (rebate)، تخفیفای به دلیل فروش دسته ای از جنسا (bundled discount)، پیشنهادهای یکی بخر یکی ببر، یا بقیه وسوسهای هوشمندانه ای باشه که بر قیمت خرده فروشی عادی یک پیشنهاد تجاری تأثیر می ذارن.

کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی
کمپین تبلیغاتی چیه؛ چه جوری کمپین تبلیغاتی موفق طراحی کنیم؟ آموزشی

مسابقات هم می تونن مؤثر باشن، ولی معمولا سخت تر از گسترشای مستقیم یا تشویق کنندها هستن. شما باید جدا از اینکه بیان روشن و اجرای قوانین مسابقه (و البته اطمینان یافتن از اینکه قانونی هستن)، نتایج درست و دقیق اونو پیگیری و گزارش کنین، چون شرکت کنندگان مسابقه هم (کمه کم به اندازه شما) نتایج رو به دقت مورد بررسی قرار میدن. تقریبا همیشه علاقه مشتریان پنهون افت می کنه، چون در مسابقات مثل ترفیعای استاندارد، از مزیتی تضمین شده بهره مند نمی شن. شما باید از خود بپرسید که نتایج پیش بینی شده ی مسابقه از دردسرهای اجرایی برگزاری اون اهمیت بیشتری دارن؟. چیجوری می تونین اطمینان یابید که مشتری از گسترشاتون مطلع می شه و مهم تر از همه، چیجوری می تونین پیش بینی کنین که چه رخ میده؟

نتیجه گیری

ایجاد کمپین تبلیغاتی، فرآیندی ساختاریافته، منظم و دارای موارد قابل ارائه مشخص، نقاط عطف، ورودیای کلیدی و مشارکت تیمای چند عملکردی (cross-functional) است. فرایند کمپین تبلیغاتی باید از هدفی منظم و عملگرا بهره مند باشه تا بتونیم از دست یافتن به رشد بالای درآمدی که پیوندهای مستقیمی با راه حل و اهداف شرکت داره، اطمینان یابیم. کمپینای تبلیغاتی موفق، باید از تموم عناصر لازم واسه هر کمپین تبلیغاتی بهره مند باشن:

  • پوشش اطلاعاتی: واسه اعلام کمپین تبلیغاتی؛
  • ایجاد خواسته: واسه داشتن فروش؛
  • نوشته ها و تصاویر مکمل: واسه توضیح محصول یا خدمات؛
  • آموزش: واسه بهبود اثر کانال فروش؛
  • پیشنهاد تجاری: که واسه مخاطبان هدف روشن باشه؛
  • ترفیعا و تشویق کنندها: که رفتار داخلی و خارجی واسه فروش و خرید رو تحریک می کنه.

وقتی صحبت از کمپین تبلیغاتی باشه، میزان بودجه اهمیتی نداره، به ویژه با ظهور تاکتیکای بازاریابی آنلاین و رسانه های اجتماعی. اهمیتی نداره که بودجه ی شما چقدر زیاد یا کم باشه. هر چه بودجه کمتر باشه، کمپین تبلیغاتی هم پرشورتر و سرزنده تر هستش. بازاریابان کمی هستن که استطاعتِ مالی هدر دادن پول رو دارن.

منبع : capstrat.com


دسته‌ها: آموزشی